مدیرعامل شرکت دانش بنیان «پرتو تاپ رایان» مطرح کرد قـوانیـن مانعى براى خلق مدل هاى کسب وکار

مدیرعامل شرکت دانش بنیان «پرتو تاپ رایان» مطرح کرد قـوانیـن مانعى براى خلق مدل هاى کسب وکار

«پرتو تاپ رایان»، به عنوان شرکت دانش بنیان پیشرو در هوشمندسازى کشاورزى ایران نشان داده است که دستیابى به جهش هاى تولیدى بزرگ، با حفظ زیرساخت هاى فعلى، نه یک آرزو بلکه یک واقعیت قابل اندازه گیرى است. موضوع محورى که این شرکت در کانون توجه قرار داده، اثبات عملى این فرضیه است که فناورى هاى پیشرفته مى توانند به سرعت سهم قابل توجهى در افزایش بهره ورى داشته باشند و در حوزه هاى کشاورزى، آبزى پرورى و دامپرورى، به طور مستقیم منجر به افزایش 20 درصدى میزان تولید شوند؛ امرى که در کنار کاهش هزینه ها، سلامت و پایدارى چرخه اقتصاد کشاورزى را تضمین مى کند.
این افزایش تولید، پیامدهاى کلانى از جمله پایدارى معیشت کشاورزان و حفظ محیط زیست را به دنبال خواهد داشت. به منظور بررسى بیشتر این موضوع بادکتر حمید بهنگار، مدیرعامل شرکت دانش بنیان «پرتو تاپ رایان» گفت و گویى داشتیم که مشروح آن از نظر مخاطبان مى گذرد.

 

مدیرعامل شرکت دانش بنیان «پرتو تاپ رایان» مطرح کرد
قـوانیـن
مانعى براى خلق مدل هاى کسب وکار

 

فعالیت‌ها و اقدامات شرکت دانش بنیان «پرتو تاپ رایان»، معطوف بر چه موضوعاتی است؟

فعالیت اصلى این شرکت بر پایه فناورى هاى همگرا متمرکز است و براى اولین بار در کشور در حوزه هاى هوشمندسازى کشاورزى، آبزى پرورى و دامپرورى محصولاتى را تولید کرده ایم که به افزایش 20 درصدى تولید در قسمت هاى مختلف بخش کشاورزى منجر شده است. همچنین بنده در حال حاضر به عنوان رییس انجمن فناورى اطلاعات و ارتباطات اتاق تهران و عضو هیات مدیره اتاق ایران و امارات در حال فعالیت هستم.


بزرگ‌ترین چالش‌ها و فرصت‌های موجود در اکوسیستم فناوری ایران چیست؟

این موضوع را مى توان از چند منظر بررســى کــرد؛ اولین مورد اقتصاد دیجیتال و تولید ناخالص داخلى است. طبق برنامه هفتم توسعه، سهم اقتصاد دیجیتال باید از 8 درصد به 15 درصد برسد؛ امرى که محقق نمى شود مگر با افزایش ضریب نفوذ فناورى در حوزه هاى صنعتى و از جمله بخش کشاورزى. در واقع با افزایش فناورى در این حوزه، مى توانیم هم سطح رضایت و کیفیت را بالا ببریم و هم دغدغه هاى دولت در بحث امنیت غذایى و معیشت مردم را رفع کرده و محیط زیست را براى نسل هاى آینده حفظ کنیم.

موضوع دوم توسعه صادرات است؛ با توجه به اختلاف نرخ ارز در سال هاى اخیر، صادرات محصولات کشاورزى بسیار به صرفه شده و این در حالى است که فناورى هاى نوین این امکان را فراهم مى آورند تا با تولید محصولات استاندارد، ایران بتواند موقعیت خود را در سبد محصولات جهانى تثبیت کند. علاوه بر این، دولت نیز با استفاده از فناورى هاى نوین مى تواند نظارت و تنظیم‌گرى خود را در سطح بسیار بالاتر ارتقا دهد.


جایگاه کنونی ایران در نقشه راه جهانی هوشمندسازی کجاست و برنامه‌های شما برای ارتقای آن چیست؟

اگر با عملکرد کنونى به اقتصاد دیجیتال ادامه دهیم، ایران تا چند سال آینده از بازى جهانى عقب مانده و دچار عقب افتادگى شدید تکنولوژیک خواهد شد. اما اگر امروز دولتمردان حساس شده و فعالانه وارد شوند، مى توان ایران را به بازى جدید جهانى بازگرداند تا مجدداً جایگاه قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود را بازسازى کند.


تجربه شما در تدوین نقشه راه ملی هوشمندسازی بنادر و دریاها چگونه می‌تواند در هوشمندسازی زنجیره تأمین محصولات کشاورزی تا بنادر مورد استفاده قرار گیرد؟

نقشه راه ملى، تنها بخشى از یک اتفاق بزرگ‌تر است. همواره در هر کجا که حاکمیت یا دولت از بنده نظر خواسته، چه در نقشه راه ملى هوش مصنوعى و چه اینترنت اشیا و چه بنادر، کمک کرده‌ام، اما نکته حیاتی، اجرای دقیق و تعهد به زمان است. ترسیم نقشه‌ها، گام اول است؛ برنامه‌هاى توسعه ۵ ساله در سنوات گذشته، در بهترین حالت ۲۰ تا ۳۰ درصد محقق شده‌اند. این آمار نشان مى‌دهد که کیفیت اجرای دقیق اسناد و نقشه راه‌ها، شرط موفقیت است و نه اکتفا به تنظیم اسناد بالادستی.


چالش اصلی پیاده‌سازی مدل‌های یادگیری ماشینی در کشاورزی ایران چیست؟

چندین چالش اصلی مطرح است که شامل کیفیت و دقت تجمیع داده‌ها، اشتراک‌گذاری داده‌ها (داده باز) و حواشی مرتبط با آن است. ملاحظات امنیتی و تعاملات ناکافی بین دولت و بخش خصوصی، اغلب مانع از تسهیل دسترسی به داده‌های ذی‌ارزش می‌شود. موضوع دیگر به اولویت‌بندی مسائل برمی‌گردد؛ در شناسایی دقیق مسائل کلیدی و اولویت‌بندی استفاده از فناوری در زیرمجموعه‌های مهم کشاورزی، گاهی بین بخش خصوصی و دولت اختلاف نظر وجود دارد که باید همگام‌سازی شود.

از سوی دیگر، متاسفانه متخصصان به طرز شگفت‌آوری کشور را ترک می‌کنند، که این امر مانع از تبدیل خلاقیت و داده‌ها به ثروت در رقابت منطقه‌ای می‌شود. همچنین شکل اجرایی قوانین ما اغلب با واقعیت‌های جامعه متفاوت است و مانعی برای خلق مدل‌های کسب‌وکار جدید ایجاد می‌کند.


پتانسیل همکاری‌های فناورانه بین ایران و امارات به ویژه در حوزه هوش مصنوعی برای کشاورزی و امنیت غذایی در چه سطحی قرار دارد و تا چه حد از آن استفاده شده است؟

اگرچه صنعت غذا تحریم نیست، اما سایر ملاحظات تحریمی چتر خود را بر روابط دو کشور انداخته و بر نزدیکی تجار تاثیر گذاشته است؛ با این حال، آمادگی از سوی طرفین وجود دارد. در حال حاضر، از ۵ محصول برتر صادراتی ایران به امارات، ۴ مورد آن در حوزه غذا و کشاورزی است، اما میزان تبادل علمی و فناوری، بسیار کمتر از ظرفیت موجود است و باید روی آن کار بیشتری شود.


شرکت «پرتو تاپ رایان» چگونه توانسته زیرساخت‌ها و راهکارهای کشاورزی هوشمند را برای بازار امارات و منطقه فراهم کند؟

این بخش نیازمند ارائه توضیحات بیشتر در مورد فعالیت شرکت در منطقه است. بهتر است در یک فرصت مجزا، فعالیت‌های بین‌المللی شرکت را با جزییات بیشتری تشریح کنیم. در ۱۰ سال گذشته، تمرکز ما بر افزایش نفوذ فناوری در کشاورزی و تبدیل شاخص‌ها به ثروت بوده است. با ترکیب هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و فراصوت، توانسته‌ایم در صنعت کشاورزی و آبزی‌پروری، افزایش تولید تا ۲۰ درصد را صرفاً با همان امکانات و شرایط قبلی مزرعه رقم بزنیم. در مرحله دوم، با استفاده از فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، می‌توانیم هزینه‌های تولید را نیز مدیریت کنیم.


کدام فناوری‌های نوظهور در افق ۵ ساله می‌توانند انقلاب بزرگی در بخش کشاورزی ایران ایجاد کنند؟

به نظر من، قبل از فناوری‌های نوظهور، مباحث ترویجی و فرهنگی زمینه‌ساز پذیرش فناوری در کشاورزی هستند. پس از آن، هوش مصنوعی در رتبه یک قرار دارد و ترکیب آن با فناوری‌هایی مانند فراصوت، پردازش‌های کوانتومی و استفاده از اینترنت اشیا و سنجش از دور، می‌تواند کشاورزی ما را وارد فاز جدید و جذابی کند.


محصولات دانش‌بنیان این مجموعه چگونه برای کشاورزان سوددهی بهتر ایجاد کرده‌اند؟

هدف ما این است که با افزایش تولید از یک طرف و کاهش هزینه‌ها از طرف دیگر، مارژین سود بهتری برای کشاورز ایجاد شود و او به چرخه اقتصاد پویاتر بازگردد. این اتفاق دو پیامد کلان دارد: اشتغال‌زایی و حفظ محیط زیست.


تجربیات شما در توسعه اکوسیستم استارتاپی و جذب سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی چیست؟

در سال‌های اخیر جذب سرمایه در اکوسیستم استارتاپی موفقیت چشمگیر نداشته است. سرمایه‌هایی که وارد بازار فناوری شده بودند، به سمت حوزه‌های غیرمولد مانند ملک، طلا و سفته‌بازی رفته‌اند. ورود شرکت‌های فناوری به مدل‌های جدید سرمایه‌پذیری مانند بورس یا سرمایه‌پذیری جمعی نیز به دلیل بازدهی بیشتر حوزه‌های غیرمولد با چالش مواجه شده است.

معتقد هستم که در چنین شرایطی، دولت باید به عنوان تسهیل‌گر و تنظیم‌گر وارد صحنه شود و با تغییر قوانین و رویکرد کلان، ورود سرمایه به این حوزه را تسهیل کند.


آیا موضوع دیگری باقی مانده که مایل باشید درباره آن صحبت کنید؟

یک نکته مغفول مانده در بازارهای سرمایه وجود دارد؛ شرکت‌هایی که در حوزه‌های نوظهور بالغ هستند و در اقیانوس آبی حوزه فناوری فعالیت می‌کنند، پتانسیل بازدهی سرمایه‌گذاری تا هزار درصد را دارند. اگر اتصال‌دهنده‌ها بین سرمایه و شرکت‌ها (تسهیل‌گران) نقش درست ایفا کنند، حوزه فناوری‌های نوین می‌تواند جهش‌های بلند سودی برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند.